السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

241

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

وانرا نشكند تا وقت نماز ديگر برسد جايز است كه با آن تيمم نماز كند در أول وقت اگر چه احتمال زوال عذر بدهد در أواخر وقت بنابر أقوى بلكه حتى بقول كسانيكه در نماز أولى تأخير آن را تا اخر وقت لازم مىدانند لكن أحوط در آن نيز تأخير است اگر چه احتياط در اين مثل احتياط تيمم براي نماز أول نيست بلكه امر اين احتياط أسهل است بلي در صورتيكه بداند كه عذر أو زائل مىشود پيش از اخر وقت واجب است تأخير آن مثل نماز أول ( مسألة 5 ) مراد باخر وقت كه واجب است تأخير نماز تا انوقت يا أحوط است اخر عرفى است پس واجب نيست مداقه در آن ولازم نيست كه صبر كند تا زمان كه وقت زيادة از واجبات نماز باقي نمانده باشد بلكه جايز است تيمم كند ونمازيكه مشتمل بر مستحبات باشد بجا أورد بلكه منافاة ندارد كه وقت بعض مقدمات قريبه هم بعد از تيمم باقي باشد ( مسألة 6 ) جايز است تيمم كند براي نماز قضا ونماز قضاء با آن صحيح است وواجب نيست تأخير آن تا زوال عذر بلي با قطع بانكه بزودى عذر أو زائل مىشود جواز تيمم ونماز قضاء بان مشكل است وهم چنين جايز است تيمم براي نوافل موقته در سعة وقت با عدم علم بزوال عذر تا اخر وقت آن مسألة 7 ) اگر اعتقاد كند ضيق وقت را وبا تيمم نماز كند ومعلوم شود وقت موسع بوده بناء بر مختار نماز أو صحيح است ولى أحوط اعاده است وبناء بر قول بوجوب تأخير تا ضيق وقت اعاده واجب است ( مسألة 8 ) واجب نيست اعاده نمازهائيكه با تيمم صحيح كرده بعد از زوال عذر در وقت ونه قضاء آن بعد از آن بلي أحوط وأولى اعاده آن است در چند مورد أول كسيكه عمدا خود را جنب كند در صورتيكه بسبب ترس از استعمال آب تيمم كرده ونماز بجا أورده باشد كه أحوط اعاده نماز است بعد از زوال عذر اگر چه در خارج وقت باشد دويم كسيكه براي ادراك نماز جمعه تيمم كرده باشد بسبب خوف فوت آن بر فرض وضو از ازدحام سيم كسيكه عمدا ترك كرده باشد طلب آب را تا اخر وقت وبا تيمم نماز كند بعد معلوم شود كه هر گاه طلب مينمود آب مىيافت چهارم كسيكه آب موجود را بريزد با علم بنبودن آب ديگر يا ظن بان وهم چنين كسيكه متطهر بوده پس با علم بنبودن آب يا ظن بان خود را جنب نموده پنجم كسيكه عمدا نماز را بتأخير انداخته تابسبب ضيق وقت تيمم كرده باشد ( مسألة 9 ) كسيكه براي غايتى تيمم كند بحكم طاهر است ماداميكه تيمم را نشكند وعذر أو باقي باشد پس مىتواند تمام آنچه مشروط بطهارت است با آن تيمم